رکن چهارم دموکراسی
(روح ا... سوری)
آزادی ، برابری و مشروعیت را ارکان سه گانه دموکراسی و مطبوعات را رکن چهارم آن ذکر کرده اند ، سوالی که اینجا اهمیت دارد این است که چرا مطبوعات را رکن چهارم دموکراسی عنوان می کنند ، بنظر می رسد دلیل عمده اینکار تاکید بر نقشی باشد که مطبوعات در استمرار وتقویت دموکراسی ایفا می کنند مقایسه بین میزان دموکراتیک بودن یک کشور و سطح آگاهی سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی آن کشور به احتمال قریب به یقین رابطه مستقیمی بین این دو رانشان خواهد داد . چنانچه یکی از ویژگیهای دموکراسی را مشارکت مردم درتصمیم گیریها بدانیم ، آنگاه اهمیت عامل آگاهی بطور برجسته ای نمایان خواهد گشت ، مشارکت زمانی می تواند تامین کننده منافع مشارکت کنندگان باشد که مبتنی بر آگاهی باشد چراکه میزان درستی تصمیمات وابستگی فراوانی به سطح آگاهیهای تصمیم گیرندگان راجع به موضوع تصمیم گیری دارد . بنابراین درجوامع دموکراتیک که بدلیل برخورداری از جامعه مدنی قوی ، فرایند مشارکت درقالب ابزارهای موجود همان جامعه صورت می گیرد و آنچه به این مشارکت اهمیت می دهد آگاهی مشارکت کنندگان است ، اگر احزاب وتشکلها را ابزارهایی برای تحقق مشارکت در جوامع دموکراتیک درنظر بگیریم بدون شک مطبوعات از طریق تاثیر گذاری بر آگاهی مشارکت کنندگان ، عقلانیت این فرایند مشارکت را تضمین خواهد نمود (افزایش خواهد داد ) ، درنبود آگاهی حتی در صورت وجود مشارکت نمی توان انتظار تامین منافع و اهدافی که مشارکت بخاطر آن صورت گرفته است را داشت ، بنابراین بنظر می رسد که عقلانی شدن مشارکت می تواند دلیل عمده ای برای قرار گرفتن مطبوعات درکنار سه رکن دیگر وتشکیل چهارپایه ای برای دموکراسی باشد .
هرگام که بسوی افزایش آگاهی برداشته شود رفتار جامعه نیزبه همان اندازه به سمت عقلانی شدن حرکت خواهد کرد که نتیجه آن نیز می تواند افزایش ثبات جامعه باشد . شاید حکومتهای دیکتاتور و یا توتالیتر که خواهان گسترش چتر دخالت خود بر همه چیز وهمه جا هستند بر این عقیده باشند که از طریق حاکم کردن جریان یکطرفه اطلاعات به جای جریان آزاد تبادل اطلاعات بتواند در جلب افکار عمومی و کانالیزه کردن اذهان درجهت حمایت ازسیاستهای خود موفق باشند بدین ترتیب مانع شکل گیری افکار منتقد ومخالف شوند ، این استدلال شاید برای چنین حکومتهایی در نگاه اول ( با توجه به اهداف آنها ) استدلال مفیدی باشد ولی چنین تفکری نشان از غفلت صاحبان آن دارد چرا که شاید حکومتها بتوانند بدین طریق به ظاهر در جلب افکار عمومی موفق شوند ولی باید اذعان کرد که اولاً اتخاذ چنین رویه ای هیچ گاه و در هیچ جامعه ای نمی تواند منجر به ازبین رفتن افکار مخالف گردد بلکه تنها تاثیر عمده آن که زیانش بیشتر از سود آن است سوق دادن افکار مخالف به سمت زیرزمینی شدن است ، ثانیاً لازم است اینجا مطلبی توضیح داده شود وآن اینکه اگر اکثریت مردم از حکومت حمایت کنند ) جلب افکارعمومی ) قدرت ملی یک دولت دموکراتیک به مراتب بیشتر ازقدرت یک دولت توتالیتر است که صرفاً این توانایی ( جلب افکارعمومی ) را ازطریق انضباط خشک بدست آورده است ، چرا که در چنین دولتهای بدلیل پایین بودن آگاهی سیاسی واجتماعی مردم حمایتی نیز که از دولت بعمل می آید بسیار شکننده وبی ثبات است .
بنابراین با توجه به اینکه یکی از عناصر قدرت ملی هرکشوری را اعتماد مردم آن به رهبران و سیستم مدیریتی حکومت تشکیل می دهد و از آنجا که جریان یکطرفه اطلاعات و فقدان صداهای منتقد به خاطر پایین بودن آستانه تحمل آنها در جوامع بسته نقش مهمی در کاهش اعتماد مردم دارند می توان چنین نتیجه گرفت که وجود مطبوعات آزاد و مستقل از دولتها به عنوان رکن چهارم دموکراسی با توجه به نقش آنها در افزایش سطح آگاهی ، عقلانی نمودن فرایند مشارکت و افزایش اعتماد مردم تاثیر بسیار مهمی در تقویت دموکراسی ایفا می کند ، می توان این موضوع را بخوبی در عبارت زیرنشان داد :
مطبوعات آزاد ، افزایش سطح آگاهی ، مشارکت عقلانی، افزایش اعتماد ملی

