تبليغاتX
خبر نامه اصفهان - برابری انسان ها در قوانین؛ (شهلا نکویی)
 

برابری انسان ها در قوانین؛  (شهلا نکویی)

 

تفاوت میان زنان ومردان چه از لحاظ جسمی وچه از لحاظ روحی و روانی ، بی شک مقوله ایست که ازجمله بدیهیات بوده ، بنابراین نیازی به اثبات و ارائه ادله علمی و عملی ندارد .

به صورت کلی این تفاوتها را میتوان از دو دیدگاه مورد توجه قرار داد : اول تفاوتهایی که ناشی از ساختار طبیعی و ژنتیکی زنان و مردان است و دوم تفاوتهایی که از طریق اجتماع شکل گرفته و حاصل شرایط زمانی و مکانی متناسب با آن اجتماع وویژگی های فرهنگی و دینی آن است .

تفاوتهای نخستین قطعا تفاوتهای غیر قابل انکار و قابل پذیرش بوده ونه تنهازنان ومردان از این دیدگاه با یکدیگر متفاوتند بلکه هریک از این دو گروه ، به شکل مجزا و در میان خویش نیز دارای تفاوتهای جسمی و روحی وروانی چشمگیری میباشند ( چنانکه هیچ مردی شبیه به مرد دیگر یا هیچ زنی شبیه به دیگری نیست و هر یک دارای خصوصیات روحی روانی و جسمی خاص خود می باشند )این گونه تفاوتها رانمیتوان عاملی درجهت تفاوت در نگرش جامعه به افراد دانست .

اما تفاوتهای نوع دوم حاصل شرایط و قرار دادهای اجتماعی ، در هر دوره ای از زندگی انسان ها بوده و طبعا به دلیل تغییر این شرایط و قراردادها ی اجتماعی نحوه نگرش جوامع نیز متناسب با این تغییرات دگرگون شده است . اساسا این نوع تفاوتها ، تفاوتهای قرار دادی بوده که توسط خود انسانها ایجاد و تعریف میشوند .

تغییرات در قراردادهای اجتماعی در هر دوره ای اززندگی بشر اجتناب ناپذیر و حتی ضروری بوده است و بنا براعتقاد بسیاری از فیلسوفان و متفکران ؛ انسان تنها موجودیست که خودش قوانین زندگی خویش را تعین و تعریف میکند و این اصل تغییر و تعیین پذیری که به انسان اجازه تعالی و پیشرفتهای مادی ومعنوی رادر طول تاریخ داده است .

آنچه دررابطه با حقوق زنان ومردان مطرح است ، برابری حقوق ایشان می باشد ، نه برابری ژنتیکی و هرمونی آنها . امروز مطالبه بسیاری از مردان و زنان آگاه از جامعه خویش ، نه تنها برخورداری از برابری ، بلکه دسترسی به امکانات برابر در جهت تعالی و پیشرفت همه میباشد .

اگرچه زنان ومردان دارای تفاوتهای انکار ناپذیرهستند ، اما این گونه تفاوتها را هرگز نمی توان علتی در جهت برخورد دوگانه و تبعیض آمیز قوانین میان ایشان دانست . امروز سخن اصلی برابرطلبان این است که « قوانین حقوقی » اساسا در ارتباط با نوع عملکرد و ماهیت رفتار اشخاص ، وجاهت اجرایی پیدا میکند ، نه بر اساس جنسیت افراد .

زنان ومردان با یکدیگر متفاوتند ، اما رفتار و عملکرد مشخص است که ، چه از طرف زنان و چه از طرف مردان انجام می پذیرد . این ماهیت فی نفسه رفتار و عملکرد است که نحوه تعامل با فاعل رفتار را مشخص میکند نه جنسیت فاعل آن رفتار .

آنچه موجب کج فهمی و بد فهمی بسیاری از افراد جامعه وخصوصا مسولین مربوطه ( جدای ازدر نظر گرفتن منافع شخصی و گروهی ایشان ) گشته ، این نکته است که آنجا که سخن از برابری به میان می آید این برابری و مساوات در نوع برخورد و نوع نگاه جامعه به زنان است و نه برابری ژنتیکی و هرمونی . به عبارت ساده تر امروزه زنان ومردان برابرطلب ، خواستار نگاه مساوی قانون به همه افراد جامعه اعم از زن یا مرد ، با هر استعداد و توانایی ، هستند واگر امروز شاهد برخوردهای غیر انسانی وناعادلانه با این گونه خواسته ها هستیم ، منشا آن نه در دفاع از فرهنگ و سنت و کتاب ، بلکه باید درمنافع و امتیازات ویژه ای دانست که دراین راه نصیب عده ای می شود . اینان کسانی هستند که با برخاستن صدای عدالت خواهی و حق طلبی زنان بی شک منافع خود رادر خطر دیده و در صدد مقابله با آن برآمده اند .

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجو در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 21:36 |